![]() |
![]() |
|
| ما هیچ ، ما نگاه |
|
از چهارپایه بالا رفتم تا پرده پنجره اتاقم رو بردارم. دلم می خواست که به جای تماشای سایه رهگذرها روی پرده پنجره اتاق، خود رهگذرها رو ببینم. پرده رو که برداشتم، فقط دیوار بود. دیوار بدون پنجره!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 4 آبان1386ساعت 19:46 توسط مریم غفاری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
مریم غفاری
دانشجوی فقه و حقوق دانشگاه تهران |
| پیوندهای روزانه |
|
blogfa آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|